متن مکاتبات آلبرت اینشتین با آیت الله بروجردی

 

مسئله معراج پیامبر اکرم (ص) در مکاتباتی که آلبرت اینشتین با آیت الله بروجردی داشتند و مسئله (نسبیت زمان) و معراج جسمی پیامبر .همه و همه توسط آلبرت اینشتین اثبات علمی گردید

یکی از حوادث زندگانی حضرت محمد (ص) مسأله معراج میباشد. سفر شبانه و عروج آسمانی به جهت نشان دادن بخشی از آیات عظمت الهی، به پیامبر(ص) انجام گرفته با توجه به اینکه حضرت رسول اکرم (ص) به مرحله بندگی و عبودیت کامل رسیده بودند، این سفر زمینی و عروج آسمانی زمینه را برای اطمینان کامل ایشان به قدرت عظیم الهی فراهم کرد.در حالی که حضرت رسول اکرم (ص) در خانه خود خفته بودند،جبرئیل و میکائیل پیش او آمدند و گفتند برای دیدار آنچه از خداوند مسألت کرده بودی حرکت کن.........

اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینهی «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد. همچنین اینشتین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات میکند (علاوه بر قانون سوم نیوتون، عمل و عکسالعمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» میداند؛ یعنی، اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عیناً به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

سرآغاز متن کتاب و اولین عبارت کتابچه اینشتین/ خطاب به آیت الله بروجردی این عبارت آلمانی است :

Herzliche Gru"&e von Einstein (هرتسلیش گروسس فن اینشتاین یعنی با صمیمانه ترین سلام ها از اینشتین )

محضر شریف پیشوای جهان اسلام ...جناب سید حسین بروجردی...

پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی را پذیرفته ام که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) از سال 1954 است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلید اکتشاف فیزیکی من را - که کشف نیروی نهفته در اتم بود - همچون صاعقه ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع بندی این چهل نامه است، برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می نویسم همانگونه که آقای بروجردی - مقیم شهر قم / در ایران - می دانند : من در آوگوست 1939 طی نامه ای به روزولت - رئیس جمهور وقت آمریکا - او را از پیشرفت آلمان نازی - که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود - در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت آمیز باید ابرقدرتی چون آمریکا - که به نظر من عاقل ترین و خونسردترین ابرقدرت های دنیای فعلی است - سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی - در شکافتن هسته اتم - بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته - یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار - آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی شود - حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می دهد.

اما وقتی آمریکا آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد دیگر امثال هیتلر دیوانه نمی توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز - که آغاز دوره پاپی وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود - فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ - حتی با خود نازی های آلمان - استفاده شود.
سپس من نامه ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی - که مقیم نجف بودند - نوشتم / ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن - به نحو ابتدایی - استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"

آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد / اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر افتاد و توصیه های من و روزولت را از یاد برده / دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !!

بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می کنم که هر گاه به یاد این حادثه می افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می شود و پیرتر می شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال های 1914 - 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم / در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 - 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!!
گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا سرسخت ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس های کوچک تر نیز همواره ناکام بوده ام .

هنگامی که ورزش های رزمی از جمله کاراته، جودو و کنگ فو و مانند این چیزها از شرق وحشی بی تمدن و خرچنگ خوار - یعنی چین و ژاپن و کره - به وسیله اروپا و آمریکا آمد من از جمله مخالفان این گونه ورزش ها بودم و تأکید می کردم که چنین آداب و رسول وحشیانه ای خشونت را در جامعه رواج می دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (آقای بروجردی) برای من در جواب نامه 25 مرقوم فرموده اید " در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان غیر مجاز و ممنوع است "

آری ! سیاست فقط فکر لحظه های هیجان آور را در سر می آورد حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می آورد!! و اکنون ای جناب بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) - رئیس جمهور وقت اسرائیل- هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که آیا ریاست جمهوری اسرائیل را که رسماً و علناً به من پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می دانستند بپذیرم؟ در جواب نامه 32 فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من نیز به بهانه اشتغالات علمی این پیشنهاد را رد کردم.

 

آیا به واقع این مکاتبات صورت گرفته و یا نه؟؟؟

هنوز در پس پرده ابهام است و به طور قاطع هیچ مدرک مشهودی رو بنده درباره این نامه نگاری ها ندیدم

ودر بااار علمی آیت الله العظمی سید حسین بروجردی هیچ شک و تردیدی وجود ندارد

امیدوارم که این موضوع صحت وسقم داشته باشد

 

سربازی که 317 خیابان در جهان به نام او نام نهاده شده است

 

 این عکس تکان دهنده  یک سرباز آلمانی را نشان میدهد که برای کودک جا مانده از خانواده اش سیم خاردار دیوار برلین را کنار زد.کودک در بخش غربی برلین جا مانده بود در حالیکه خانواده اش در آنسوی دیوار برلین یعنی بخش شرقی برلین به سر میبردند .

این اتفاق در 13 آگوست 1961 افتاد .

این سرباز فداکار  به دلیل خیانت به کشور اعدام شد.

متن زیر نوشته ای در دفتر یاداشت این سرباز است:

گاهی انسان بودن گناه بزرگیست. اکنون که میدانم بخاطر کمک کردن به کودکی بیگناه که بازیچه جنگ و خشونت شده است فردا قبل از طلوع آفتاب مرا بدستان خداوند می‌سپارند. میدانم که انسانیت هرگز نمیمیرد ولی بدانید که گاهی انسانیت گناه بزرگیست.

 

 مجسمه این سرباز بزرگ در 70 کشور دنیا ساخته شد و 317 خیابان در دنیا بنام این انسان بزرگ نامگذاری شد و آن کودک هم بنیانگذار یکی از بزرگترین بنیادهای خیریه در کشور آلمان شد.

کشف عکس لیلی و مجنون و قرار گرفتن آن در موزه فرانسه !!!

 

این که می گویند لیلی و مجنون بسیار زشت بوده اند حقیقت دارد.

 

کشف عکس لیلی و مجنون واقعی در موزه فرانسه باعث تعجب مردم شد.

 

جالب اینجاست که لیلی و مجنون بسیار زشت بوده اند.

داستان قیس نامی که عاشق لیلی، دختر بزرگ قبیله بنی عامر شد ولی پدرش او را به قیس نداد و عوضش دادندش به تاجر خرپولی به اسم ابن السلام از قبیله بنی اسد و به قول حسین منزوی:

 لیـلا دوباره قسمت ابن السـلام شد
عشق بزرگم آه، چه آسان حرام شد

 
داستان لیلی و مجنون در ادبیات جهان نمونه های فراوانی دارد اما نظامی گنجوی بود که با آن منظومه خواندنی اش داستان را به این اسم جاویدان کرد و اسم مجنون را به عنوان نماد عشق دبیرستانی و بدون هیچ خواسته ای، بر سر زبان ها انداخت.

 
بعدها تعداد زیادی از شاعران فارسی و عرب زبان هم روایت خودشان از این زوج را تعریف کردند که منظومه های جامی و امیرخسرو دهلوی، منظومه ترکی محمد فضولی و همینطور نمایشنامه احمد شوقی مصری از همه معروف تر هستند.


شهرت لیلی و مجنون در جهان آنقدر زیاد است که حتی اریک کلاپتون معروف هم در ۱۹۷۰ یک ترانه به اسم لیلا خواند.البته از صحت و سقم این تصویر اطلاعی در دست نیست …اینکه آیا لیلی و مجنونواقعیت تاریخی دارند یا یک خیال شاعرانه هستند، از آن سوال های زرد تاریخ ادبیات است که هنوز جواب درست و درمانی برایش پیدا نشده است.

به صورت سنتی، می گویند در عصر جاهلیت و کمی پیش از اسلام، شاعری در عرب بوده به اسم قیس بن ملوّح عامری که دیوانی از اشعارش هم هست (و در کتاب «غزالاتی در میان خلایق» گزیده شعر عرب به ترجمه دکتر عبدالحسین فرزاد می توانید نمونه هایش را بخوانید). این آقای قیس، عاشق دختری از همان قبیله به اسم لیلی بوده و اشعاری برایش می گفته. این اشعار چنان شهرت پیدا می کند که ملت، بعدها هم هر شعری که نام لیلی در آن بود را به او نسبت دادند و او را «مجنون لیلی» یعنی دیوانه عشق لیلی لقب دادند.

 قدیمی ترین سندی که درباره قیس بن ملوّح داریم، کتاب «الشعر و الشعرا» نوشته ابن قتیبه دینوری است که در سال ۲۷۶ قمری نوشته شده. یکصد سال بعد هم کتاب معروف «لاغانی» (به معنای ترانه ها، که دایره المعارفی از شعر و ادب و اخلاق مسلمان های قرون نخستین است) تمام داستان های مربوط به مجنون تا آن روز را جمع آوری کرد.

در قرون جدید محققان آمدند و روی دیوان شعر منسوب به قیس عامری تحقیق کردند و گفتند اینها از نظر زبان و محتوا با هم نمی خواند و لغاتی از دوره های تاریخی مختلف در آنهاست و معلوم است که این اشعار کار یک نفر نیست و چه بسا اصلا آن یک نفر هم وجود خارجی نداشته باشد. برای همین در بیشتر تاریخ ادبیات عرب های معتبر (مثل تاریخ ادبیات عرب نیکلسون یا حنا الفاخوری که هر دو به فارسی هم ترجمه شده اند) اسمی از این شاعر نمی بینید.

اتفاق مهم دیگری در مورد لیلی و مجنون این بود که وقتی الواح گلی بابل باستان (شهر باستانی بین النهرین در عراق امروزی) کشف شد، دیدند در الواح کتابخانه بخت النصر، داستانی هست درباره کیس (قیس) و لیلاکس (لیلی). توی این داستان، کیس و لیلاکس که در معبد خورشید تحصیل می کنند دلباخته هم می شوند. کاهن ها لیلاکس را مجبور به اعتکاف در معبد می کنند و کیس هم متهم به دیوانگی می شود.

لیلاکس از معبد فرار می کند و خلاصه بعد از ماجراهایی به هم می رسند ولی کیس بی وفایی کرده و با زن چوپان فرار می کند. (توی بعضی از روایت ها لیلی و مجنون هم، مجنون با دختر نوفل، پهلوان عرب ازدواج می کند) اما بعد دوباره یکسری محقق (از جمله کراچکوفسکی، ایرانشناس روس که بیشترین تحقیق را روی این داستان انجام داده) پیدا شدند و گفتند این داستان با شرایط جامعه بابل آن روز نمی خواند و به احتمال قوی بعد از دوره بابل باستان، یعنی در زمان هخامنشیان نوشته شده و بعدا به کتابخانه های قدیمی اضافه شده است. خلاصه که فعلا معلوم نیست تکلیف این مجنون صحراگرد بی سامان بالاخره چه می شود

سخنان کوتاه و آموزنده از امام حسین (ع)

 

 اهمیت مدارا با مردم

کسی که بر اثر روی آوردن مشکلات و گرفتاری ها دچار سرگردانی شود، کلید حل مشکلش نرمی و مدارا با مردم است.
ادب چیست؟

ادب آنست که هر وقت از منزلت بیرون رفتی و به هرکس که برخوردی او را از خودت بهتر بدانی.
احسان به همگان

مردی در حضور امام حسین علیه السلام گفت: نیکوکاری در حق نااهل آن را هدر و ضایع می سازد. امام حسین علیه السلام خطاب به آن مرد فرمودند: چنین نیست؛ بلکه احسان همانند باران است که به همه افراد، چه خوب باشند یا بد، سود می رساند.
خطر نعمت زیاد

اگر خداوند متعال در نتیجه ناسپاسی بنده ای بخواهد به تدریج او را غافل گیر سازد، نعمت فراوان به او می دهد و توفیق سپاسگزاری را از او سلب می کند.
لزوم پرهیز از کارهای ناپسند

از هر کرداری که موجب عذرخواهی است پرهیز کن که یقینا انسان مؤمن نه بدی می کند و نه عذرخواهی؛ امّا انسان منافق پیوسته بدی می کند و به دنبال آن مجبور به عذرخواهی می شود.
دوستی اهل بیت علیه السلام دوستی پیامبر(ص) است

هرکس با ما دوستی کند با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم دوستی کرده و هرکه با ما دشمنی کند با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم دشمنی ورزیده است.
جهاد با نفس

امام حسین علیه السلام جهاد را بر چهار قسم تقسیم کرده، می فرماید: یکی از دو جهاد واجب، جهاد انسان با نفس خود در برابر گناهان است که این از بزرگ ترین جهادها به شمار می آید.
معنی بزرگواری و بی نیازی

امام حسین علیه السلام در تبیین حقیقت بزرگواری و بی نیازی می فرمایند: بزرگواری در احسان به خویشاوندان و چشم پوشی از خطاهای آنهاست و بی نیازی آرزوی کم داشتن و خشنود بودن به چیزی است که برای تو کفایت می کند.
با گذشت ترین مردم

بخشاینده ترین مردم کسی است که در موقع برخورداری از قدرت ببخشاید.
چگونه عمل کنیم؟

همانند کسی عمل کن که می داند در مقابل گناهان مؤاخذه خواهد شد و در مقابل کارهای نیکی که انجام می دهد پاداش دریافت خواهد کرد.

از جمله نشانه های انسان عالم آن است که گفتارهای خود را مورد نقادی قرار می دهد و به شیوه های صحیح اندیشه آشنایی دارد.
سفارش به صبر

در آنچه ناپسند می شماری ولی تو را به حق و رعایت آن وادار می سازد صبر کن و همین طور در مواردی که هوا و هوس تو را به سویی سوق می دهد، مقاومت کن.
راه کمال عقل

عقل جز از طریق پیروی از حق کامل نمی شود.
در ردّ نکردن نیازمند

نیازمند آبرویش را با درخواست از تو حفظ نکرده است؛ پس تو آبروی او را با ردّ نکردن درخواست او محفوظ دار.
نشانه دوست و دشمن

کسی که تو را دوست بدارد تو را از مرتکب شدنِ امور ناشایست نهی می کند؛ ولی کسی که دشمن تو باشد تو را به انجام دادن کارهای زشت تشویق می کند.
پرهیز از ستم به بی کسان

بپرهیز از ستم روا داشتن بر کسی که جز خداوند عزّوجلّ یاوری ندارد.
اثر هم نشینی با بدان

هم نشینی با افراد پست و بدکار موجب شرّ و نشست وبرخاست با افراد فاسق و زشت کار خطرآفرین و اتهام آور است.
اثر شکرگزاری

شکرگزاری تو بر نعمت گذشته موجب روی آوردن نعمت های جدید است.
اوصاف بد زمامداران

بدترین صفات زمامداران، ترس از دشمنان، بی رحمی نسبت به ناتوانان و تنگ چشمی نسبت به دیگران در وقت بخشش است.
زمینه بهره مندی کامل از زندگی

پنج نعمت بزرگ است که هرکس از این پنج نعمت برخوردار نباشد، از زندگی زیاد بهره مند نمی شود و آنها عبارتند از: عقل، دین، ادب، حیا و اخلاق خوش.
اثرخداترسی در دنی

فرمودند: در روزقیامت کسی از عذاب و عقاب الهی در امان نیست، مگر فردی که در دنیا از خدا ترسیده باشد.
عاجزترین و بخیل ترین مردم

عاجزترینِ مردم کسی است که از دعا کردن ناتوان باشد و بخیل ترین مردم کسی است که در سلام کردن به دیگران بخل بورزد.
پرهیز از عیب جویی

کسی که از مردم عیب جویی نکند از عذرخواهی بی نیاز است.
ذمّ مقدم داشتن رضای غیرخد

مردمی که خشنودی خودشان را بر خشنودی خداوند متعال مقدم بدارند هرگز رستگار نمی شوند.
نتیجه هواپرستی

حضرت امام حسین علیه السلام در توصیف نتیجه هواپرستی می فرمایند: از هواهای نفسانی بپرهیزید که حاصل آن گم راهی و سرانجام آن آتش جهنم است.
موعود

اگر از دنیا جز یک روز باقی نماند خداوند بزرگ آن روز را چنان طولانی خواهد کرد که مردی از فرزندان من قیام کند و جهان را پر از داد کند.
فضیلت مرگ با عزت

مرگز با عزّت بهتر از زندگی در ذلّت است.
توصیه به عذرپذیری

کسی که عذر افراد را، چه حق و چه باطل، نپذیرد، بر حوض کوثر وارد نخواهد شد.
فضیلت غم زدایی از دیگران

برترین اعمال بعد از نماز غم زدایی از مردم و وارد کردن شادی در دل های مؤمنان است.
نیازهای مردم

آگاه باشید نیاز مردم به شما از نعمت های بزرگ خداوند برای شماست. در برابر این نعمت اظهار ملامت نکنید که مبادا آن نعمت ممکن است به نقمت تبدیل شود.
به چه کسی اظهار نیاز کنیم؟

نیاز خود را جز به دین دار یا جوان مرد یا صاحب تبار بزرگ مگویید.
خیر دنیا و آخرت

خداوند به هرکس راست گویی و نیک خویی و پاک دامنی و پاک خوری روزی کند، خیر دنیا و آخرت را به او داده است.

تنها ویدئو موجود از سهراب سپهری

 

دانلود ویدئو

تنها ویدئو موجود از شاعر محبوب سهراب سپهری به همراه دکلمه هایی از اشعار خود این شاعر

 

سخنی از امامان (ع) و پیامبران

 

211.بهترين مهرها آن است که سبک تر باشد .
کنز العمال ، ج 16، ص 320، ح (44707 )


212.بهترين کسبها کسبی است که کارگر با دست کند ، اگر با دقت انجام گيرد .
مسند احمد ، باقی مسند المکثرين ، ح (8060 )


213.بهترين مردم کسی است که برای مردم سودمندتر باشد .
کنز العمال ، ج 1 ، ص 142، ح (679 )


214.مشورت حصار ندامت است و ايمنی از ملامت .
نهج الفصاحه ، ص 627، ح (3095 )


215.بهترين ازدواجها آن است که آسانتر انجام گيرد .
سنن ابی داود ، کتاب النکاح ، ح (1808 )


216.بهترين برادران شما آن است که عيوبتان را به شما آشکارا بگويد .
نهج الفصاحه ، ص 316، ح (1509 )


217.بهترين جوانان شما آن است که رفتار پيران پيش گيرد ، و بدترين پيران شما
آن است که روش جوانان داشته باشد .
کنز العمال ، ج 15، ص 776، ح (43058 )


218.بهترين شما کسی است که برای زنان و دختران خود بهتر باشد .
کنز العمال ، ج 16، ص 371، ح (44944 )


219.بهترين شما کسی است که قرآن را تعليم گيرد و تعليم دهد .
صحيح بخاری ، کتاب فضائل القرآن ، ح (4639 )


220.دنيا به پايان نمي رسد تا اينکه مردی از خاندانم که همنام من است بر اعراب
( و بر کل جهان ) حکومت خواهد کرد .
سنن ترمذی ، کتاب الفتن ، ح (2156 )

سخنانی جالب و زیبا از مولایمان علی (ع)

 

امام علی علیه السلام فرموده اند:

کسی که طمع را شعرزندگی خودقرار دهد خودرا کوچک کرده است کسی که گرفتاری خودراآشکارکندخودراخوارکرد ه است وکسی که زبانش را فرمانروای خود کند خودرا بی ارزش کرده است

 

امام علی علیه السلام فرموده اند:

سینه ی عاقل صندوق اسراراوست خوشرویی دام دوستی ومودت است وبردباری گورعیب هاست یا سازش سرپوش زشتی هاست

وکسی که ازخودراضی باشدبسیاری ازمردم ازاو ناخشنودند

 

 

امام علی علیه السلام فرموده اند:

باش درزمان فتنه وآشوب همانندشتردوساله که نه کوهانی دارد تاسوارش شوندونه پستانی که شیرش را دوشند

واینک که دنیای آخرالزمانه و هزاران فتنه

 

امام علی علیه السلام فرموده اند:

علم میراثی است گرانمایه وآداب وزیورهای نوین وفکرآیینه ای صاف است

 

امام علی علیه السلام فرموده اند:

صدقه دارویی است شفا بخش وکرداربندگان در دنیاآیینه نمای آخرتشان است

 

امام علی علیه السلام فرموده اند:

بامردم گونه ای رفتارکنید که اگرازدنیارفتیدبرایتان گریه کنندواگرزنده ماندیدبرایتان مهرورزند

امام علی علیه السلام فرموده اند:
بخل عار است

ترس نقص است

ناتوانی آفت است

صبردلیری است

پارسایی ثروت است

پرهیزگاری زره است

ورضایت همنشینی نیکوست

امیر کبیر در جایگاهی به مانند بهشت است

آیت الله اراکی فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت
پرسیدم
چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت
خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت
نه
با تعجب پرسیدم
پس راز این مقام چیست؟
جواب داد
هدیه مولایم حسین است!
گفتم چطور؟
با اشک گفت
آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم
میرزا تقی خان! 2 تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟

 او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

ارشميدس  (Archimedes)

 

ارشميدس يكي از بزرگترين دانشمندان رياضي و مكانيك در عصر خودش بود. پدرش فيدياس كه منجم بود او را براي آموزش از سيراكوز به مدرسه رياضيات اسكندريه فرستاد. شهر اسكندريه را اسكندر مقدوني در سال 323 ق.م در زمان حمله و حركت به سوي شرق بر كرانه مديترانه در خاك مصر ساخت. اين شهر پس از ركود آتن - پايتخت يونان - مركز علم و تجارت شد و بزرگاني چوت اقليدس و بطلميوس و ارشميدس را تربيت كرد. اين شهر حتي موقعي كه به دست مسلمانان فتح شد، از مراكز مهم علوم يوناني بود و در انتقال علم و انديشه يوناني به فرهنگ و تمدن اسلامي نقش مهمي داشت. درباره خصوصيات زندگي ارشميدس اطلاعات زيادي در دست نيست. اما علاقه اش به رياضيات و مسائل علمي مكانيك سبب شده است كه كارهاي با ارزشي از او باقي بماند. گفته مي شود كه وقتي به مسأله اي علاقمند مي شد از خوردن و خفتن غافل مي شد و چنان خود را سرگرم كار و حل مشكل مي كرد كه هر مسأله ديگري او را از كار باز نمي داشت. وقتي كه ارشميدس روي شنهاي ساحل دريا اشكال هندسي خود را رسم كرده بود سربازي بدون توجه با راه رفتن روي شنها اشكال او را لگد كرد و ارشميدس چنان اعتراض كرد كه موجب خشم سرباز شد و سرباز با شمشيرش به ارشميدس حمله كرد و او را كشت. از آثار علمي او مي توان كشف قانون مايعها و گازها (معروف به قانون ارشميدس در شاره ها)، تعيين جرم حجمي طلا و نقره و بعضي فلزات ديگر و اختراع پيچ مخصوص حلزوني شكل به نام پيچ ارشميدس براي بالا بردن آب اشاره كرد.

 همچنين تأليف كتابهايي از جمله اصول مكانيك - درباره اجسام شناور - درباره كره و استوانه - اندازه گيري دايره و پيچها از ديگر كارهاي برجسته اين دانشمند دوران باستان است.

7 نصیحت از مولانا جلال الدین بلخی

 

1.گشاده دست باش،جاری باش،کمک کن(مثل رود)

2.با شفقت باش،مهربان باش(مثل خورشید)

3.اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان(مثل شب)

4.وقتی عصبانی شدی خاموش باش(مثل مرگ)

5.متواضع باش و کبر نداشته باش(مثل خاک)

6.ببخش و عفو داشته باش(مثل دریا)

7. اگر میخواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش(مثل آیینه)

اینم ضرب المثل های ایرانی به زبان انگلیسی

! He looks at me Left Left

چپ چپ نگاه ميکنه!

I die for your height and top!
قربونه قد وبالات!

Ate my head!
سرمو خورد!

He has grown a tail!
دم در آورده!

On my eyes!
به روي چشمم!

Light up my homework!
تکليف منو روشن کن!

Don’t hit yourself into left Ali Street!
خودت رو به کوچه علي چپ نزن!
To my death?!
مرگ من؟!

I ate the ground and my father came out!
خوردم زمين، پدرم در اومد!

Take away the person that washes your dead body!
مرده شورتو رو ببرن!

Pull your carpet out of the water!
گليمتو رو از آب بکش!

I’ll hit you so hard that electricity will pop out of your eyes!
انقدر سفت بزنمت که برق از چشمات بپره!

His/Her donkey passed over the bridge!
خرش از پل گذشته!

What kind of dirt should I put on my head?!
چه خاکي به سرم بريزم؟!

The neighbor’s chicken is a goose!
مرغ همسايه غازه!

Marriage is an uncut watermelon!
ازدواج هندونه اي نبريده است!

Happiness has been hitting you under the belly!
خوشي زده زير دلت!

Don’t drop worms!
کرم نريز

نبوغ  ریاضی امیرالمومنین حضرت علی (ع)

عدد کامل

شخصى یهودی به حضور امام على (ع ) آمد و گمان میکرد کرد که امام علی پیش خودش فکر میکنه که خیلی باهوش است و من ازش سوالی را می پرسم که او قادر به جواب دادنش نباشه تا این شانس پیدا کنم که او را بین اعراب خجالت زده کنم
او از امام علی پرسید که عددی را به من بگو که اگر ما ان عدد را به هر عددی از 1 تا 10 تقسیم کنیم عددی که بدست می اید همیشه عددی کامل باشد نه عددی کسری
امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود:

«اضرب ایّام اسبوعك فى ایّام سنتك »

(روزهاى هفته تان را بر روزهاى یک سالتان خودت ضرب كن )

شخص یهودی از این جواب متحیر شد ولی چون مشرک بود هنوز به امام علی ایمان نداشت
او جواب امام علی را که به او داده بود محاسبه کرد

تعداد روزهای یک سال(سال یهودی) = 360
تعداد روزها یک هفته = 7

2520 = 7*360
حال
2520=2520/1
1260=2520/2
840=2520/3
630=2520/4
504=2520/5
420=2520/6
360=2520/7
315=2520/8
280=2520/9
252=2520/10

باید گفت چنانکه تاریخ روایت می کند منجمان در آن روزگار بر این باور بودند که هر ماه مشتمل بر 30 روزاست بنابر این ایام سال نزد ایشان360روز بوده است که سپس 5روز بدان می افزودند؛ از طرفی سائل فردی یهودی است و یهودیان نیز معتقد به سال شمسی بوده اند. و این از بصیرت و هوشمندی بالای حضرت حکایت دارد که به فرد یهودی می فرماید روزهای هفته ات را بر روزهای سال خویش( و نه سال قمری اهل حجاز و عربستان) ضرب کن.

بقیه در ادامه مطلب .......

حتما بخونید جالبه

ادامه نوشته

سخنانی زیبا از بزرگان

بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فكر او. (همیلتون)

 آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود كه همه‌ی انسان‌ها برابرند. (مارتین لوتر‌كینگ)

زندگی بسیار مسحور كننده است فقط باید با عینك مناسبی به آن نگریست. (الکس دوما)

جهان هر كس به اندازه ی وسعت فكر اوست. (محمد حجازی)

اگر زیبایی را آواز سر دهی ، حتی در تنهایی بیابان ، گوش شنوا خواهی یافت. (خلیل جبران)

 آدمی ساخته‌ی افكار خویش است فردا همان خواهد شد كه امروز می‌اندیشیده است. (مترلینگ)

هر قدر به طبیعت نزدیك شوی ، زندگانی شایسته تری را پیدا می‌كنی. (نیما یوشیج)

تنها آرامش و سكوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است. (داستایوفسكی)

من تنها یك چیز می‌دانم و آن اینكه هیچ نمی‌دانم. (سقراط)

بزرگترین عیب برای دنیا همین بس كه بی‌وفاست.(حضرت علی)

ضعیف‌الاراده كسی است كه با هر شكستی بینش او نیز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)

شیرینی یكبار پیروزی به تلخی صد بار شكست می‌ارزد. (سقراط)

 


 

پندهایی از کوروش کبیر

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند. کوروش کبیر خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن. کوروش کبیر اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید. کوروش کبیر آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است .کوروش کبیر وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر مي کنند، نه رفتار و عملکرد شما. کوروش کبیر سخت کوشي هرگز کسي را نکشته است، نگراني از آن است که انسان را از بين مي برد .کوروش کبیر اگر همان کاري را انجام دهيد که هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد که هميشه مي گرفتيد .کوروش کبیر افراد موفق کارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلکه کارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند. کوروش کبیر

حکایتی از خواجه نصیر الدین طوسی

خواجه نصير الدين دانشمند يگانه ي روزگار در بغداد مرا درسي آموخت که همه ي درس بزرگان در همه ي زندگانيم برابر آن حقير مي نمايد و آن اين است :

در بغداد هرروز بسيار خبرها مي رسيد از دزدي , قتل و.....

 روزي خواجه نصير الدين مرا گفت مي داني از بهر چيست که جماعت مسلمان از هر جماعت ديگر بيشتر گنه مي کنند با آنکه دين خود را بسيار اخلاقي و بزرگمنش مي دانند ؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسيار شادمان خواهم شد اگر ندانسته اي را بدانم .

خواجه نصير الدين فرمود :

اي شيخ تو کوششها در دين مبين کرده اي و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را مي داني .

 و همانا محمد و جانشينانش بسيار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر مي خيزد تا هنگامي که شبانگاه با بانويش همبستر مي شود , راه بر او شناسانده شده است اما چه سري است که هيچ کدام از ايشان ذره اي بر اخلاق نيستند و بي اخلاق ترين مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلماني اش که از وجدان بيدار او است.

من بسيار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دينها و آيينها ديده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خوارزمين تا 'ماني ايراني' در باختر زمين که همانا پيروانشان چه نيکو مي زيند و هرگز بر دشمني و عداوت نيستند

آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نيست و تنها بنيان اخلاق را خودشناسي مي دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بيدار کرده و نيازي به جزئيات اخلاقي همچون مسلمانان ندارد.

اما عيب اخلاق مسلماني چيست اي شيخ ؟

در اخلاق مسلماني هر گاه به تو فرماني مي دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .

در اسلام تو را مي گويند :

دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکي نيست

غيبت مکن ... اما غيبت انسان بدکار را باکي نيست

قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکي نيست .

تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکي نيست .

و اين ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلماني به گمان خود ديگري را نابکار و نامسلمان مي داند و اجازه هر پستي را به خود مي دهد و خدا را نيز از خود راضي و شادمان مي بيند ...

و راز نابخردي و پستي مسلمانان در همين است اي شيخ .