خيام

 

 زندگينامه

 امام غياث الدين ابوالفتح عمر بن ابراهيم خيام نيشابوري يكي از حكما و رياضي دانان و شاعران بزرگ ايران در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم است. سال ولادت او دقيقاً مشخص نيست. او در شهر نيشابور به دنيا آمد. به اين علت به او خيام مي گفتند چون پدرش به شغل خيمه دوزي مشغول بوده است. او از بزرگترين دانشمندان عصر خود به حساب مي آمد و داراي هوشي فوق العاده بوده و حافظه اي نيرومند و قوي داشت. در دوران جواني خود به فراگيري علم و دانش پرداخته به طوري كه در فلسفه، نجوم و رياضي به مقامات بلندي رسيد و در علم طب نيز مهارت داشته به طوري كه گفته شده او سلطان سنجر را كه در زمان كودكي به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه كرد. او به دو زبان فارسي و عربي نيز شعر مي سرود و در علوم مختلف كتابهاي با ارزشي نوشته است. خيام در زمان خود داراي مقام و شهرت بوده است و معاصران او همه وي را به لقبهاي بزرگي مانند امام، فيلسوف و حجة الحق ستوده اند. او در زمان دولت سلجوقيان زندگي مي كرد كه قلمرو حكومت آنان از خراسان گرفته تا كرمان، ري، آذربايجان و كشورهاي روم، عراق و يمن و فارس را شامل مي شد. خیام معاصر با حكومت آلپ ارسلان و ملكشاه سلجوقي بود. در زمان حيات خيام حوادث مهمي به وقوع پيوست از جمله جنگهاي صليبي، سقوط دولت آل بويه، قيام دولت آل سلجوقي و... . خيام بيشتر عمر خود را در شهر نيشابور گذراند اما در طي دوران حياط خود دو بار به قصد سفر از نيشابور خارج شد كه يكي از اين سفرها براي انجام دادن مراسم حج بود و سفر دوم به شهر ري و بخارا بوده است. خيام در علم نجوم مهارتي تمام داشت به طوري كه گروهي از منجمين كه با او معاصر بودند در بناي ساختن رصد خانه سلطان ملكشاه سلجوقي همكاري كردند و همچنين به درخواست سلطان ملكشاه سلجوقي تصميم به اصلاح تقويم گرفت كه به تقويم جلالي معروف است. خيام در دوران زندگي خود از جهت علمي و فلسفي به معروفيت رسيد و مورد احترام علما و فيلسوفان زمان خود بود.

 

سرانجام شاعر بزرگ در سال 517 ﻫ . ق در شهر نيشابور دارفاني را وداع گفت. او قبل از مرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بيني كرده بود كه نظامي عروضي در ملاقاتي كه با وي داشته اين پيش بيني را اينطور بيان كرده كه گور من در موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل افشان مي كند كه نظامي عروضي بعد از چهار سال كه از وفات خيام مي گذشت به شهر نيشابور رفته و به زيارت مرقد اين شاعر بزرگ رفته و با كمال تعجب ديد كه قبر او درست در همان جايي است كه او گفته بود.

 

ويژگي سخن

خيام در زمينه ادبيات و شعر، بيشترين معروفيت را در رباعيات به دست آورده چون رباعيات او بسيار ساده و بي آلايش و دور از تكلف و تصنع نوع زبان شعري است در عين اينكه شامل فصاحت و بلاغت است داراي معاني عالي و استوار است. خيام در اين رباعيها افكار فلسفي خود را به زيباترين شكل بيان مي كند و اين رباعيها را غالباً در دنبال تفكرات فلسفي خود سروده و به همين علت است كه خيام در زمان خود شهرتي در شاعري نداشته و بيشتر به عنوان حكيم و فيلسوف معروف بوده اما بعدها كه رباعيهاي لطيف و فيلسوفانه او مشهود شد نام او در شمار شاعراني قرار گرفت كه شهرت جهاني پيدا كردند. خصوصيات ديگري كه در اشعار خيام نمودار است اين است كه سخنش در كمال متانت و سنگيني است. اهل شوخي و مزاح نيست، با كسي كار ندارد چون او حكيمي است متفكر، دنبال سخنوري نيست و هنگامي كه در اشعارش دقت مي كنيم متوجه مي شويم كه افكار شعري او بر دو يا سه موضوع بيشتر نيست: يادآوري مرگ، تأسف بر ناپايدار بودن زندگي و بي اعتباري روزگار. از ميان شعراي بزرگ ايران كمتر كسي به اندازه خيام است كه شهرت جهاني داشته باشد چون اشعار او به زبانهاي مختلف ترجمه شده است.

 

معرفي آثار

آنچه كه از آثار خيام وجود دارد يا تاريخ نويسان وجود آنها را ذكر كرده اند رساله ها و مقالاتي است كه او در علوم مختلف نوشته است كه عبارتند از:

1- رساله اي در جبر و مقابله

2- رساله اي در شرح اصول اقليدس

3- زيج ملكشاهي يا زيج جلالي

4- رساله اي در طبيعيات

5- رساله در وجود

6- رساله فلسفي كه در آن از حكمت الهي در آفرينش عالم و تكاليف مردم و عبادات بحث مي كند.

7- رساله اي در اختلاف فصول و اقاليم 8- نوروز نامه كه درباره رسوم و اعياد ايرانيان به ويژه تاريخ و آداب ايرانيان در روز عيد نوروز است. 9- ديوان رباعيات

 

گزيده اي از اشعار

ابر آمد و باز بر سر سبزه گزيست                         بي باده گلرنگ نمي بايد زيست

اين سبزه كه امروز تماشاگه ماست                         تا سبزه خاك ما تماشاگه كيست

 

* * *

 

بر چهره گل نسيم نوروز خوش است                    در صحن چمن روي دل افروز خوش است

از دي كه گذشت هر چه گويي خوش نيست         خوش باش و ز دي مگو كه امروز خوش است

 

***

 

مي نوش كه عمر جاوداني اين است                      خود حاصل از دور جواني اين است

هنگام گل و باده و ياران سر مست                       خوش باش دمي كه زندگاني اين است

 

***

 

در دهر چو آواز گل تازه دهند                                     فرماي تا كه مي به اندازه دهند

از جور و قصور و ز بهشت و دوزخ                           فارغ بنشين كه آن بر آوازه دهند

 

***

 

بر شاخ اميد اگر بري يافتمي                               هم رشته خويش را سري يافتمي

تا چند ز تنگناي زندان وجود                                 اي كاش سوي عدم دري يافتمي

 

***

 

از جمله رفتگان اين راه دراز                                  باز آمده كو كه به ما گويد راز

هان بر سر اين دو راهه آز و نياز                            چیزی نگذاری كه نمي آيي باز

 

***

 

اي دل! غم اين جهان فرسوده مخور                        بيهوده نه اي غمان بيهوده مخور

چون بوده گذشت و نيست نابوده پديد                    خوش باش غم بوده و نابوده مخور

 

***

 

چون حاصل آدمي در اين شورستان                         جز خوردن غصه نيست تا كندن جان

خرم دل آنكه زين جهان زود برفت                           و آسوده كسي كه خود نيامد به جهان

 

***

 

درياب كه از روح جدا خواهي رفت                             در پرده اسرار فنا خواهي رفت

مي نوش نداني از كجا آمده اي                             خوش باش نداني به كجا خواهي رفت

 

***

 

مي خوردن و شاد بودن آيين من است                    فارغ بودن ز كفر و دين، دين من است

گفتم به عروس دهر كابين تو چيست                             گفتا دل خرم تو كه آيين من است

 

***

 

در دايره اي كه آمدن و رفتن ماست                             آن را نه بدايت نه نهايت پيداست

كس مي نزند دمي در اين عالم راست                   كه اين آمدن از كجا و رفتن به كجاست

 

***

 

اين يك دو سه روزه نوبت عمر گذشت                      چون آب به جويبار و چون باد به دشت

هرگز غم دو روز فرا ياد مگشت                            روزي كه نيامدست و روزي كه گذشت

بیوگرافی بتهوون

لودویگ وان بتهوون (متولد ۱۶ دسامبر ۱۷۷۰ – فوت ۲۶ مارس ۱۸۲۷) یکی از موسیقیدانان برجسته آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. وی یکی از بزرگ‌ترین و تأثیر گذارترین شخصیتهای موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دوره رومانتیک بود. بتهوون به عنوان بزرگ‌ترین موسیقیدان تاریخ همیشه مورد ستایش قرار گرفته. آوازه او موسیقیدانان، آهنگسازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده. در میان آثار شناخته شده وی می‌توان از سنفونی نهم، سنفونی پنجم، سنفونی سوم، سونات پیانو پاتتیک، مهتاب و هامرکلاویر، اپرای فیدلیو و میسا سولمنیس نام برد.

بتهوون در شهر بن آلمان متولد شد. پدرش یوهان وان بتهوون اهل هلند (فلاندر آن زمان) بود و مادرش ماگدالِنا کِوِریچ وان بتهوون تبار اسلاو داشت.

اولین معلم موسیقی بتهوون پدرش بود. پدرش یوهان یکی از موسیقیدانان دربار بن بود. او مردی الکلی بود که سعی می‌کرد بتهوون را به‌زور کتک، به عنوان کودکی اعجوبه همانند موتزارت به نمایش بگذارد. هر چند استعداد بتهوون بزودی بر همه آشکار شد. بعد از آن بتهوون تحت آموزش کریستین گوت‌لوب نیفه قرار گرفت. همچنین بتهوون تحت حمایت مالی شاهزاده اِلِکتور همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد قرار گرفت. بتهوون در سن ۱۷ سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرفت مسئولیت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت.

بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش ژوزف هایدن قرار گرفت. ولی هایدن پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشت‌برگر معرفی کرد. از سال ۱۷۹۴ بتهوون به صورت جدی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌دست پیانو و نیز کم‌کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد.

بتهوون بالاخره شیوه زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد: به جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقیدانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگذاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عده‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.
زندگی او به عنوان موسیقیدان به سه دوره «آغازی»، «میانی» و «پایانی» تقسیم می‌شود:

دوره آغازی:

در دوره آغازی:که تقریباً از سال ۱۸۰۲ آغاز می‌شود،کارهای بتهوون تحت تأثیر هایدن و موتزارت بود، در حالی که در همان زمان مسیرهای جدیدتر و به تدریج دید وسیع‌تری در کارهایش را کشف می‌کرد. بعضی از آثار مهم وی در دوران آغازی: سنفونی‌های شماره ۱ و ۲، شش کوارتت زهی، دو کنسرتو پیانو، دوازده سونات پیانو (شامل سوناتهای مشهور پاتِتیک و مهتاب).
دوره میانی:

دوران میانی کمی بعد از بحران روحی بتهوون به علت کری آغاز شد. آثار بسیار برجسته‌ای که درون مایه اکثر آنها شجاعت، نبرد و ستیز است در این دوران شکل گرفتند. این آثار بزرگ‌ترین و مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک را شامل می‌شود. آثار دوره میانی: شش سنفونی شماره‌های ۳ تا ۸، سه کنسرت پیانو شماره‌های ۳ تا ۵ و تنها کنسرت ویولن، پنج کوارتت زهی شماره‌های ۷ تا ۱۱، هفت سونات پیانو شماره‌های ۱۳ تا ۱۹ شامل سوناتهای والدشتاین و آپاسیوناتا، و تنها اپرای بتهوون فیدلیو.
دوره پایانی:

دوره پایانی فعالیتهای بتهوون در سال ۱۸۱۶ آغاز شد. آثار دوران پایانی بسیار قابل ستایشند و آنها را می‌توان عمیقاً متفکرانه و بسیار بیانگر سیمای شخصی بتهوون توصیف کرد. همچنین بیشترین ساختار شکنی‌های بتهوون را در آثار این دوره می‌توان یافت (به طور مثال، کوارتت زهی شماره ۱۴ در دو دیِز مینور دارای ۷ موومان است، همچنین بتهوون در آخرین موومان سنفونی شماره ۹ خود از گروه کُر استفاده کرده). آثار برجسته این دوره: سونات پیانوی شماره ۲۹ هامرکلاویر، میسا سولمنیس، سنفونی شماره ۹، آخرین کواتت‌های زهی (۱۲ - ۱۶) و آخرین سونات‌های پیانو (۲۰ - ۳۲). بتهوون در این زمان شنوایی خود را به طور کامل از دست داده بود.
با توجه به عمق و وسعت مکاشفات هنری بتهوون، همچنین موفقیت وی در قابل درک بودن برای دامنه وسیعی از شنوندگان، هانس کلر موسیقیدان و نویسنده انگلیسی اتریشی‌تبار، بتهوون را اینچنین توصیف می‌کند: برترین ذهن در کل بشریت.

شخصیت:

بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش کثیف و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی می‌کرد. بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.

بتهوون پس از مرگ برادرش گاسپار بر سر حضانت برادر زاده‌اش کارل با بیوه گاسپار مدت ۵ سال نزاع قانونی تلخی داشت. سرانجام بتهوون در این نزاع پیروز شد. ولی این پیروزی برای کارل فاجعه بود؛ زندگی با یک کر، مرد بی زن و غیر عادی در بهترین شکلش هم وحشتناک بود. سرانجام کارل اقدام به خودکشی کرد (البته خودکشی کارل منجر به مرگ نشد) و بتهوون که سلامتی‌اش حالا کمتر شده بود زیر بار آن خرد شد.

بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف وین نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به اندازه اشراف قابل احترام‌اند. در یکی از روزهای ملاقات گوته با بتهوون در سال ۱۸۱۲ چنین نقل می‌کنند: «روزی گوته و بتهوون در کوچه‌های وین در حال قدم زدن بودند. جمعی از اشراف زادگان وینی از مقابل آنها در حال عبور از همان کوچه بودند. گوته به بتهوون اشاره می‌کند که بهتر است کناری بروند و به اشراف زادگان اجازه عبور دهند. بتهوون با عصبانیت می‌گوید که «ارزش هنرمند بیشتر از اشراف است. آنها باید کنار روند و به ما احترام بگذارند». گوته بتهوون را رها می‌کند و در گوشه‌ای منتظر می‌ماند تا اشراف زادگان عبور کنند. کلاهش را نیز به نشانه احترام بر می‌دارد وگردنش را خم می‌کند. بتهوون با همان آهنگ به راهش ادامه می‌دهد. اشراف زادگان با دیدن بتهوون کنار می‌روند و راه را برای عبور وی باز می‌کنند و به وی ادای احترام می‌کنند. بتهوون هم از میان آنها عبور می‌کند و فقط کلاهش را به نشانه احترام کمی با دست بالا می‌برد. در انتهای دیگر کوچه منتظر گوته می‌شود تا پس از عبور اشراف زاده‌ها به وی بپیوندد.

وِجهه او به قدری عظیم بود که وقتی در سال ۱۸۰۹ تهدید کرد که پستی را خارج از اتریش خواهد پذیرفت، سه نفر از نجبا ترتیبات خاصی برای نگهداشتن وی در وین به عمل آوردند. شاهزاده کینسکی، شاهزاده لوبکوویتز، آرشیدوک رودلف برادر امپراتور و شاگرد بتهوون داوطلب پرداخت حقوق سالانه به او شدند. تنها شرط آنها برای این قرار بی‌سابقه در تاریخ موسیقی این بود که بتهوون به زندگی در پایتخت اتریش ادامه دهد.

موسیقی:

بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصی اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است. مصداق این توصیف را می‌توان در اکثر شاهکارهای بتهوون که بعد از یک دشواری سخت در زندگی‌اش پدید آمدند یافت. بتهوون در سال ۱۸۰۲ در هایلیگنشتاد روستایی خارج از وین وصیت نامه‌ای خطاب به دو برادرش نوشته که به وصیتنامه هایلیگنشتاد معروف است. پس از واقعه هایلیگنشتاد و غلبه بر یأسش از ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۴ سمفونی عظیم شماره ۳ خود به نام اروئیکا را که نقطه تحول در تاریخ موسیقی است تصنیف کرد. طی مبارزه چند ساله‌اش برای قیمومیت کارل، بتهوون کمتر آهنگ ساخت و وینی‌ها شروع به زمزمه کردند که کار او تمام است. بتهوون شایعات را شنید و گفت: «کمی صبر کنید، بزودی چیزی متفاوت خواهید فهمید» و اینطور شد. بعد از ۱۸۱۸ مسائل داخلی بتهوون مانع از انفجار خلاقیت او نشد و بعضی از بزرگ‌ترین آثارش: میسا سولمنیس، سنفونی شماره ۹، آخرین سوناتهای پیانو و آخرین کوارتتهای زهی را به وجود آورد. او از سال ۱۸۰۰ به ناشنوایی تدریجی خود پی برد. برای یک آهنگساز و نوازنده هیج اتفاقی نمی‌تواند ناگوارتر از ناشنوایی باشد، اما حتی آن هم نتوانست مانع جدی‌ای برای بتهوون باشد. آخرین کارهای او شگفتی خاصی دارند، و بسیاری آن‌ها را مملو از معانی مرموز و ناشناخته می‌دانند.بتهوون را بزرگترین هنرمند تاریخ موسیقی و پیانو میدانند.

مرگ:

بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود، مخصوصاً بعد از سن ۲۰ سالگی، زمانی که درد شکم شروع به آزار دادنش کرد. اما علاوه بر این مشکلات جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک سری روابطه عشقی از جمله آن‌ها بود. در سال ۱۸۲۶ سلامت وی به شدت وخیم شده بود، تا اینکه یک سال بعد در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ از دنیا رفت. در آن زمان تصور می‌شد مرگش به دلیل مرض کبد بوده‌است، اما تحقیقات اخیر بر اساس دسته‌ای از موهای بتهوون که پس از مرگش باقی مانده، نشان می‌دهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی بوده مقدار سرب خون بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود. احتمالاً منبع این سرب از ماهیهای رودخانه آلوده دانوب و ترکیبی از سرب که برای شیرین کردن شراب استفاده می‌شود بوده. بعید است ناشنوایی بتهوون به خاطر مسمومیت از سرب بوده باشد، برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که اختلال در پادتن سیستم دفاعی بدن و دچار شدن به بیماری لوپوس منتشر، عامل آن بوده‌است.

 

داستان موفقیت  بنيانگذار  کمپانی بزرگ سونی

«آكيو موريتا»(AKIO MORITA) در سال 1921 در شهرناگوياي ژاپن از خانواده اي مقتدر و متمول زاده شد. با آنكه پدرش انتظار داشت او به عنوان فرزند بزرگ خانواده پاي در راه او گذارد و تجارتخانه او را در حرفه صنايع نوشيدني اداره كند اما «آكيو» از همان كودكي به وسايل الكتريكي و صوتي علاقه مند بــــود و مي خواست بداند اشياء چگونه كار مي كنند. روياي او ساخت يك گرامافون الكتريكي بود. به همين دليل رشته فيزيك را در دانشگاه اوزاكا برگزيد. پس از فراغت از تحصيل و در بحبوحه جنگ جهاني دوم كه ژاپن درگير جنگ بود به عنوان افسر نيروي دريايي در دفتر فناوري، كار بـــرروي تكميل دستگاهها و سلاحهاي حرارت ياب و ادوات هدف گير شبانه را آغاز كرد. در همان جا بود كه با مهندس تيزهوشي به نام ماسارو ايبوكا (MASARU IBUKA) آشنا شد. ايبوكا نابغه اختراع بود و در همان زمان شركتي را به نــام «ابزار دقيق ژاپن» تاسيس كرده و آمپلي فاير نيرومندي ساخته بود كه مي توانست آشفتگي جريان مغناطيسي در عماق آب را براي زيردريائيها اندازه گيري كند و ......

حتما ادامه مطالب رو بخونید جالبه

 

ادامه نوشته

توماسون ادیسون

 

توماس ادیسون مخترع با استعداد در سال 1847 در شهر میلان ایالت اوهایو آمریکا به دنیا آمد. او فقط حدود سه ماه آموزش و تحصیل رسمی آن زمان را داشت چون مدیر مدرسه‌اش دریافته بود که وی پسرش عقب افتاده است.

ادیسون هنگامی که فقط 21 سال داشت اولین اختراع خود را که یک دستگاه الکتریکی شمارش آرا بود عرضه کرد.

 آن دستگاه فروش نرفت و ادیسون از آن پس تلاش خود را روی اختراع ابزار وسایلی متمرکز کرد که بتواند بازار خوبی داشته باشند. مدتی پس از اختراع دستگاه شمارش آرا، ادیسون سیستم پیشرفته نمایشگر اطلاعات بورس را اختراع کرد و توانست آن را به مبلغ چهل هزار دلار، که در آن روزگار پول هنگفتی بود، بفروشد. با عرضه اختراعات متعدد دیگری ادیسون مشهور و ثروتمند شد. اختراع گرامافون که در سال 1877 به ثبت رسید احتمالاً یکی از ابتکاری‌ترین اختراعات او به شمار می‌رفت. ولی آنچه که بیشتر برای دنیا اهمیت داشت کاری بود که او در سال 1879 در جهت تکمیل و توسعه لامپ روشنایی حرارتی انجام داد.

ادیسون اولین فردی نبود که سیستم روشنایی الکتریکی را اختراع کرد. چند سال قبل از آن از نوعی لامپ الکتریکی قوسی شکل برای تأمین روشنایی خیابان‌های پاریس استفاده شده بود. اما لامپ الکتریکی ادیسون همراه با سیستمی که او برای توزیع نیروی الکتریکی ابداع کرد بهره‌گیری از نیروی الکتریسیته را برای تأمین روشنایی منازل عملی ساخت.

در سال 1882 کمپانی او در نیویورک تولید لامپ برق را آغاز کرد و از آن پس استفاده از برق در منازل سریعاً در سراسر جهان گسترش یافت.

ادیسون با ایجاد اولین کارخانه و شبکه توزیع برق برای منازل و اماکن خصوصی شالوده توسعه بزرگ صنعت را بنا نهاد. امروز استفاده از این منبع انرژی تنها محدود به تأمین روشنایی نیست بلکه گستره بزرگیی از لوازم خانگی، از تلویزیون تا ماشین لباسشویی، با نیروی الکتریسیته کار می‌کند.

علاوه بر این امکان دریافت نیروی الکتریسیته از شبکه تولید و توزیع که ادیسون ایجاد کرد استفاده از نیروی برق را در صنایع امکان پذیر کرده است.

ادیسون همچنین سهم بزرگی در توسعه و تکمیل دوربین‌های فیلمبرداری و پروژکتور نمایش فیلم دارد. او در اصلاح سیستم تلفن کار بزرگی انجام داد، دهنی ذعالی ابداعی او بر قدرت شنوایی طرف مقابل در تلفن افزود. همچنین در تلگراف و دستگاه‌های ماشین تحریر اصلاحاتی به وجود آورد.

 از میان سایر اختراعات او می‌توان از دستگاه «دیکتافون» و دستگاه ذخیره باطری نام برد. گفته می‌شود ادیسون بیش از یکهزار مورد مختلف اختراع را به ثبت رسانده است که از نظر تعداد واقعاً عجیب و غیرقابل تصور است.

یکی از دلایل این توانایی فوق‌العاده در اختراع و ابداع، آن است که او در آغاز کار یک آزمایشگاه تحقیقاتی در «منلوپارک» نیوجرسی تأسیس کرد و گروهی از افراد لایق و کارآزموده را به همکاری خود فراخواند.

این در واقع نمونه اولیه آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بزرگ بود که از آن پس اغلب صنایع مهم در کنار کارگاه‌های خود ایجاد کردند. ایجاد یک چنین آزمایشگاه تحقیقاتی مدرن و مجهزی را که در آن بسیاری از افراد به کار گروهی و دسته جمعی مشغول هستند باید یکی از مهمترین اختراعات ادیسون به حساب آورد که البته او نمی‌توانست آن را به نام خود به ثبت برساند.

ادیسون تنها یک مخترع صرف نبود بلکه در زمینه تولید و سازماندهی چندین کمپانی صنعتی کارهای مهمی انجام داد. یکی از مهمترین تشکیلاتی که او به وجود آورد همان است که امروز به نام شرکت «جنرال الکتریک» در سراسر دنیا معروف و مشهور شده است.

ادیسون گرچه اصولاً یک دانشمند به معنای اخص کلمه نبود ولی به یک کشف بسیار مهم نیز دست یافت. در سال 1882 کشف کرد که در فضای تقریباً خلأ، الکتریسیته جاری می‌تواند بین دو سیمی که با یکدیگر تماس ندارند، جریان یابد.

 این پدیده که از آن به عنوان «اثر ادیسون» یاد می‌شوند نه تنها از نظر تئوری قابل توجه است بلکه در عمل نیز موارد استفاده فراوانی دارد. با بهره‌گیری از این پدیده تکمیل و اصلاح لوله‌های الکترونی عملی شد وایجاد صنعت الکترونیک ممکن گردید.

ادیسون در قسمت اعظم عمر خود از عدم شنوایی شدیدی رنج می‌برد ولی این معلولیت و ناراحتی با توان بالای او در انجام کارهای سخت و زیاد جبران می‌شد.

ادیسون دوبار ازدواج کرد (همسر اول او در جوانی از دنیا رفت) و از هر ازدواج خود سه فرزند داشت. او در سال 1931 در «وست ارنج» نیوجرسی درگذشت.

درباره استعداد و توان ادیسون هیچ بحث و جدلی وجود ندارد. همگان بر این نکته اتفاق نظر دارند که او بزرگ‌ترین نابغه اختراع در تمام دوران‌ها است.

نگاهی به سلسه اختراعات مفید و سودمند او احترام و تحسین همه را برمی‌انگیزد. گرچه به احتمال زیاد اغلب این اختراعات سی سال بعد توسط دیگران انجام می‌شد. به هر حال اگر اختراعات ادیسون به صورت تک‌تک در نظر گرفته شود هیچ‌کدام آنها از اهمیت قطعی و تعیین‌کننده‌ای برخوردار نیست.

 به عنوان مثال لامپ روشنایی حرارتی ادیسون، با تمام استفاده وسیعی که دارد، چیزی نیست که فرضاً در زندگی نوین جانشینی نداشته باشد در واقع لامپ روشنایی فلورسنت که بر مبنای اصول علمی کاملاً متفاوتی کار می‌کند به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است و اگر لامپ روشنایی حرارتی اصلاً وجود نداشت زندگی روزمره ما تغییر چندانی نمی‌کرد.

در واقع قبل از استفاده از روشنایی الکتریکی، شمع چراغ‌های روغنی و چراغ گاز به طور کلی منابع کافی و رضایت‌بخش تأمین روشنایی بودند. گرامافون بدون تردید یک اختراع استادانه است ولی هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که این وسیله به اندازه رادیو، تلویزیون و تلفن در تغییر شکل زندگی روزمره ما مؤثر بوده است. به علاوه در سال‌های اخیر روش‌های کاملاً متفاوتی مانند نوارهای ضبط مغناطیسی برای ضبط صدا ابداع شده است.

 امروز اگر گرامافون و ضبط صوت نبود شاید در زندگی فعلی تفاوت بسیار اندکی احساس می‌شد.

بسیاری از اختراعاتی که ادیسون به نام خود ثبت کرده است در واقع تکمیل و اصلاح ابزارها و وسایلی بوده که دیگران قبلاً اختراع کرده و مورد استفاده نیز قرار داشت. چنین اصلاحاتی با وجود سودمندی فراوانی که دارند نمی‌تواند در طول تاریخ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشند.

بیو گرافی تیری هانری

تولد : 17 اوت 1977
محل تولد : لیس اولی
تولد : 17 اوت 1977
محل تولد : لیس اولیس و اقع در ایسونی فرانسه
قد : 1/88 سا نتی متر
وزن : 83 کیلو گر م
با شگا ه های قبلی : تیم ا ما توری لیس اولیس - کلر فا نتن ورسا لیس - مونا کو - یوونتوس - آرسنا ل
ا فتخا را ت ملی : قهرما نی جا م جها نی 1998 - قهرما نی یورو 2000 - جام کنفدراسیون ها 2001
ا فتخا را ت با شگاهی : قهرما نی لوشا مپیونه فرانسه با مونا کو - دو بار قهرما نی لیگ بر تر ا نگلستا ن 2002 .2004 - سه قهرما نی
جا م حذ فی ا نگلستا ن 2002 . 2003 . 2005 - یک قهر ما نی سو پر جا م جزیره 2004
ا فتخا رات شخصی : مرد بر تر فو تبا ل اروپا در سا ل 2004 از نگا ه مجله ورلد ساکر - بر تر ین گلزن لیگ بر تر در فصول - بهترین بازیکن کشور فرانسه ۲۰۰۲ . ۲۰۰۳ . ۲۰۰۴ . ۲۰۰۵
2002 . 2003 . 2004 . 2005 . 2006 - بر ترین با زیکن لیگ بر تر جزیره 2004 . 2006

بقیه در ادامه مطالب

ادامه نوشته

زندگی نامه کوروش کبیر


دوران خردسالي كوروش را هاله اي از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هايي كه گاه چندان سر به ناسازگاري برآورده اند كه تحقيق در راستي و ناراستي جزئيات آنها ناممكن مي نمايد. ليكن خوشبختانه در كليات ، ناهمگوني روايات بدين مقدار نيست. تقريباً تمامي اين افسانه ها تصوير مشابهي از آغاز زندگي كوروش ارائه مي دهند ، تصويري كه استياگ ( آژي دهاك ) ، پادشاه قوم ماد و نياي مادري او را در مقام نخستين دشمنش قرار داده است.

استياگ - سلطان مغرور، قدرت پرست و صد البته ستمكار ماد - آنچنان دل در قدرت و ثروت خويش بسته است كه به هيچ وجه حاضر نيست حتي فكر از دست دادنشان را از سر بگذراند

حتما ادامه مطالب رو بخوانید .........

ادامه نوشته

بیوگرافی آلن دولون بازیگر اسطوره سینمای جهان

تاریخ تولد :8 نوامبر 1935

محل تولد : دهکده ای به نام شوئه

  وی در نوامبر سال 1935 دز شهر کوچکی در حوالی پاریس به دنیا آمد . نام پدرش فایبان و مادرش ادیت ...زمانی که 4 سال بیشتر سن نداشت از هم جدا شدند و به ناچار سرپرستی اش به خانواده ای دیگر واگذار شد . او در خانه ای رشد کرد که روبه روی یک زندان بود آلن با بچه های نگهبان زندان هم بازی بود . هنگامی که پس از چند سال پدر و مادر خوانده اش بر اثر حادثه ای کشته شدند وی دوباره تحت سرپرستی مادرش که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود قرار گرفت . او در دوران کودکی به دوچرخه سواری فوتبال و رفتن به سینما علاقه وافری داشت .او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر پرشروشوری بود ده دوازده بار از مدرسه اخراج شد و در 15 سالگی به کلی درس و تحصیل را ترک کرد پس به ناچار ناپدری اش او را به مغازه قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد اما آلن هیچ علاقه ای به این حرفه نداشت و در سن 17 سالگی خانه را ترک کرده و به ارتش پیوست .

وی در ارتش در یگان تفنگداران دریای به عنوان چتر باز به خدمت ادامه  داد و در سال 1954 در جنگ هند و چین حضور داشت . او در دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد  در مورد خاطراتش در آن زمان می گوید : در آنجا دوستانی پیدا کردم کسانی که با آنها حرف می زدم و به حرفهایم گوش می دادند.

آلن در 1956 از خدمت ترخیص شد و به عنوان باربر له آل و سپس نیز به عنوان پیش خدمت در کافه های مختلف پاریس به کار پرداخت . او در آمد ثابتی نداشت و مستقل از خانواده اش زندگی می کرد . طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافه های محل کارش رفت و آمد داشتند ،آشنا شد یکی از بازیگران ژان کلود بریالی بود . آنهایی که درباره او زندگی تحقیق کردند می گویند که او با دنیای زیر زمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی می کرد. این دو دوست در سال 1957 تصمیم گرفتند با هم به جشنواره ی فیلم کن بروند . این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد . آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ گونه تجربه بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایه ای به جشنواره رفته بود اما پبش از بازگشت از جشنواره به یک سوپر استار تبدیل شده بود. چهره ی فوق العاده جذاب او در آن مجلس کاملا سر آمد همگان بود در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند او بیشتر در نقش در نقش آدم دزد یا آدم کش اجیر شده را بازی می کرد.

 در دهه 1970 علاوه ر بازی در فیلم دومین کمپانی تولید فیلم خود را تاسیس کرد و به جمع آوری ثروت پرداخت .وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلم هایی که تهیه می کرد و آرم AD را داشتند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تاسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه ی مورد علاقه ش ،یعنی جمع آوری آثار هنری و پرورش اسبهای  مسابقه سرمایه گذاری کرد. گنجینه شخصی او کم نظیر است و صاحب عتیقه هایی است که بساری از آنها در موزه ها به تماشا گذاشته شده است . او در دهه ی 1980 به سوئس نقل مکان کرد و گفت که زندگی در حکومت سوسیالستی فرانسه را دوست ندارد.

اما در رابطه با خانواده آلن:

اولین نامزد او رومی اشنایدر بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند ، آلن دلون سپس در سال 1964 با ناتالی کانوواس ازدواج کرد و از او صاحب یک پس به نام آنتونی شد اما در سال 1969 این دو از هم جدا شدنداما یک حاثه مهم در زندگی الن دلون ،در سال 1968 به وقوع پیوست . در این سال جسد استفن مارکوویچ در گاراژ خانه وی پیدا شد ،شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به ناتالی کشته ،به هر حال هیچ گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد .آنتونی در حال حاضر بازیگر سینماست ،اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود . البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد، خود دلون هم می گوید : پسرم با من متفاوت است .

آلن دلون در سال 1990 در سن 56 سالگی با رزالی وان بیرمن که یک مدل آلمانی بود ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام آنوشکا و پسری به نام فابیانی شد ، آلن در سال 1998 در فیلم نیمه شانس در کنار ژان پل بلوموندو بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت :من در اکثر فیلم هایی که بازی کرده ام یا دزد بوده ام یا پلیس ،اما جالب این است که فرقی نمی کرده است که چه کاره بوده ام ،در همه فیلم ها تنها بوده ام . نمی دانم اما فکر می کنم کارگردانها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند

بیو گرافی:دی جی ارمین ون بورن

                                                       Armin Van Buuren

آرمین ون بورن Armin Van Buuren متولد 25 دسامبر 1976 در لیدن هلند است.در سن 14 سالگی او اولین سمپلر (Sampler) خود را خرید. و با سینتی سایزی ( Synthesizer ) که قبلا از پدرش گرفته بود شروع به ساخت موسیقی کرد.در طول دوران نوجوانیش او در حالی که با دوچرخه اش به سمت مدرسه می رفت با هدفون به مینی میکس های ژان میشل ژار (Jean Michel Jarre) و بن لیبراند (Ben Liebrand) گوش می کرد.

او به عنوان یک دی جی در یک کلوپ محلی به نام (Nexus) شروع به کار کرد.دوران دبیرستان خود را در سال 1995 به پایان رساند و برای تحصیل در رشته حقوق به دانشگاه رفت.او در این سال با خلق blue fear خود را به دنیای ترنس معرفی کرد و توانست جایزه نخست "uk charts" را کسب کند.مدتی بعد او تجهیزات استدیویی خود را از اتاق خوابش به یک استدیوی واقعی منتقل کرد.اولین ترکهایی که او در کنار دیگران و در استدیوی جدید خودش تنظیم کرد عبارتند از : (Touch Me)-&- ( Communication) .

سال Armin 1999 اولین میکس آلبوم خود با نام Boundaries Of Imagination منتشر کرد. آهنگ Wonder از این آلبوم اثر زیبا و قابل توجه بود که حاصل اولین همکاری وی با نابغه ترنس Tiesto بود.سال 2001 سال پر کاری برایArmin به حساب می آید Basic Instinct نام یکی از آلبومهایی بود کهArmin در آن سال منتشر کرد.آهنگ دیگری که در این آلبوم جلب توجه میکرد Exhale بود , آهنگی که همراه با دوستشFerry Corsten ساخته بود. البته این آهنگ که در سال 2001 در قالب گروه Fery Corsten-&- Armin Van Buuren) System F) ساخته شده بود حالا بار دیگر توسط Armin میکس شده بود.موسیقی او به هیچ عنوان محدود به سبک خاصی نبود و ترکهایی که احساسات متنوعی را ایجاد می کردند به وجود امده بود.

ون بورن همیشه این جمله را تکرار می کرد که :" هیچ وقت اسیر سبک خودت نباش ".او همیشه سبک خود را اینگونه توصیف می کرد : (euphoric, uplifting, melodic and energetic.) آرزوهای ون بورن او را به سمت کارهای زیادی در حال حاضر سوق داده اند که شامل : مطالعه - تنظیم و کار به عنوان یک دی جی .اون میگه تنها کاری که تو می تونی انجام بدی اینه که از کاری که می کنی لذت ببری." او ادعا می کند رویای نهایش این است که آن چیزی که از همه بیشتر عاشقشه رو تا جاییکه امکان داره انجام بده و نهایت لذت رو ازش ببره.

بیوگرافی:(ارغوان رضایی) پرنسس تنیس جهان   افتخار ایرانیان

شناسنامه
نام:
ارغوان
نام خانوادگی: رضایی
تاریخ تولد: 14مارس 1987
محل تولد: سنت اتین
قد: 163 سانتی‌متر
وزن: 60 كیلوگرم
زمین تمرینی: Nice Lawn tenis club
مربی: ارسلان رضایی
مارك راكت: Babo Lat
حامی مالی: Beau Vais – Tille Air Port
سرگرمی: موسیقی و حل كردن جدول كلمات متقاطع
زبان: فارسی، انگلیسی، فرانسه
 

                بقیه بیو گرافی در ادمه مطلب

ادامه نوشته